در طراحي فعاليت هاي نوشتاري مناسب براي فراگيران کوچک، معلم ( مربي ) بايد نکاتي را مدنظر داشته باشد که به قرار زيرند:
• نقش مهارت هاي حرکتي
• محيط نوشتن
• داشتن نگرش مثبت
• الگو بودن معلم در معرفي نقش هاي نوشتن
• تشويق دانش آموزان به نوشتن گروهي
• استفاده از انواع محصولات نوشتاري معني دار
• اهميت توجه به خصوصيات فردي کودک.
در اين جا يک يک موارد ياد شده به تفضيل مطرح مي شوند.
• نقش مهارت هاي حرکتي
قبل از فراگيري مهارت هاي حرکتي جزئي (ظريف) ، بايد فراگيري مهارت هاي حرکتي کلي صورت گيرد. با اين فرض، معلمان کودکستان و کلاس اول بايد فعاليت هاي حرکتي کلي را دربرنامه روزانه شان بگنجانند. طراحي تصويرهايي با قلم مو و انگشت دست روي شن و... به آمادگي قبل از نوشتن منجر مي شود. پس از فراگيري مهارت هاي حرکتي کلي، کودکان آماده مي شود که در زمينه مهارت حرکتي ِ ظريف نوشتن آموزش ببيند. معمولاً اولين نوشت افزارهاي کودک، نمونه بسيار بزرگي از همان نوشت افزارهاي مختص بزرگ ترها هستند. مداد بچه هاي کودکستاني بايد بلندتر، ضخيم تر و قطور تر از مداد بزرگ تر ها، و خطوط روي کاغذ نيز يک تا دو سانت بلندتر باشند. استفاده از نوشت افزارهاي مورد استفاده بزرگ ترها به کندي و در فاصله زماني سه تا چهار سال رخ مي دهد و معمولاً کلاس سومي ها و کلاس چهارمي ها اجازه دارند که از نوشت افزارهاي مناسب بزرگ تر ها استفاده کنند.
• محيط نوشتن
محيط نوشتن بسيار شبيه محيط خواندن است، زيرا وظيفه ايجاد زمان، فضا و نوشت افزار مناسب، به عهده معلم است. نوشتن بايد بخشي از فعاليت هاي روزمره کلاس کودک باشد که معمولاً به سه مهارت زباني ديگر اعم از: خواندن، شنيدن و صحبت کردن در آميخته است.
• داشتن نگرش مثبت
نگرش مثبت معلم نسبت به تلاش هاي نوشتاري کودک، به اندازه فراهم کردن زمان و فضا و مطالب نوشتاري مناسب حائز اهميت است. متأسفانه بزرگ ترها غالباً آن صبر و تحملي که در مورد خواندن ابتدايي کودک بروز مي دهند، در مورد نوشتن او نشان نمي دهند. مثلاً خط خطي کردن ها، از نظر بزرگ تر ها پديده اي بي اهميت تلقي مي شود. در حالي که بايد دانست، خط خطي کردن ها و تقاشي ها سطوح آغازين نوشتن هستند که در پيشرفت مهارت نوشتن کودک در مراحل بعدي بسيار حائز اهميتند. بنابر اين تلاش هاي کودک در اين مرحله، بايد مورد تشويق بزرگ تر ها قرا گيرد. در گذشته، معلمان به کودکان اجازه نمي دادند که از املاي من در آوردي استفاده کنند. همين امر، توانايي کودکان را در نوشتن جملات و داستان هاي محدود مي کرد. معلمان به جاي اين که به ايده يا داستاني که کودک مايل است بنويسد توجه کنند، به املاي صحيح آن ها توجه داشتند و همين مسأله باعث مي شد، کودک دقت خود را روي املاي حروف و کلمات مفرد صرف کند، نه روي ايده يا داستاني که مايل است بنويسد. در نتيجه به شدت خسته مي شد. معلمان بايد به اين باور برسند که خواندن و نوشتن کودکان از طريق انجام تمرينات بيش تر پيشرفت مي کند و آن ها بايد در پذيرش تلاش هاي کودکان در هر دو زمينه خواندن و نوشتن، حوصله بيش تري به خرج دهند. واکنش مثبت معلم و بر انگيختن کودک به سمت تلاش بيش تر، مهم ترين مؤلفه در ايجاد يک کلاس نوشتن مناسب است.
• الگو بودن معلم در معرفي نقش هاي نوشتن
نقش ديگر معلم در آموزش نوشتن اين است که الگويي در معرفي نقش هاي نوشتن باشد. يادداشت هايي که معلم براي والدين مي نويسد، تهيه کارت هايي با نام کودکان روي ميز تحرير آن ها و نوشتن نامه هاي تشکر آميز به شاگردان داوطلب فعاليت کلاسي، از جمله شيوه هايي هستند که معلمان به واسطه آن ها اهميت نوشتن با مقاصد اجتماعي و ارتباطي را نشان مي دهند.اين گونه هاي نوشتاري متفاوت، به نويسنده مبتدي نشان مي دهند که نوشتن مي تواند به دلايل متفاوتي صورت گيرد. او در مي يابد که نوشتن صرفاً موضوعي براي ادامه تحصيل نيست ، بلکه ابزار ضروري و مفيدي براي ارتباط با ديگران است.
• تشويق دانش آموزان به نوشتن گروهي
معلم مي تواند شاگردان را به گروه هاي کوچک تقسيم و آن ها را به نوشتن داستان ترغيب کند و يا عبارت ناقصي به آن ها بدهد تا خودشان تکميل کنند.
بهتر است قبل از اين که معلم از کودک بخواهد داستان بنويسد، مختصري در مورد طرز نوشتن آن توضيح دهد. او مي تواند از فعاليت هاي نوشتاري متناسب با سن کودک استفاده کند. کودکان موقعي از خلق داستان خود لذت مي برند که قبلاً فن نوشتن آن را آموخته باشند.
• استفاده از انواع محصولات نوشتاري معني دار
محصولات نوشتاري متناسب با سن کودکان بسيار زيادند و در کتاب هايي که به آموزش نوشتن اختصاص دارند، به تفضيل موجودند. در استفاده از انواع محصولات نوشتاري مناسب، معلم بايد به چند نکته توجه داشته باشد: براي اين که کودک دريابد رابطه ميان يک کلمه و آنچه اين کلمه بدان ارجاع مي دهد، دلبخواهي است، معلم مي تواند از تصوير واژه استفاده کند؛ يعني از نقاشي، طرح و يا عکس، در کنار کلمه تايپ شده استفاده کند.
بسط داستان نيز فعاليتي است که کودک در طول آن، از خود مطلبي به کتاب داستان اضافه مي کند. اين فعاليت به اين صورت است که معلم با صداي بلند کتاب داستاني را مي خواند و کودکان را تشويق مي کند که به طور شفاهي مطالبي را بدان اضافه کنند. با اين تمهيد هم زبان شفاهي و هم زبان نوشتاري کودکان تقويت مي شود. زيرا به اين ترتيب آن ها آنچه را که به طور شفاهي مي گويند، مي نويسند. معلم با خواندن نوشته کودک و نشان دادن واکنش نسبت به آن ( البته واکنش نسبت به خود مطلب و نه نحوه نوشتن آن )، موردي از نقش ارتباطي نوشتن را به کودک نشان مي دهد. از طرف ديگر با برگرداندن نوشته کودک به او، طريقه پاسخ دادن و نيز صحيح نويسي را به کودک آموزش مي دهد. نکته قابل توجه ديگر اين است که در هنگام آماده کردن فعاليت هاي نوشتاري براي کودکان ، معلم بايد مشخص کند، آيا اين نوع نوشتن فقط براي تمرين است يا اين که هدفمند است ؛ يعني معنا و هدفي براي آن پيش بيني شده است. اگر هدف از نوشتن براي کودک روشن باشد، انگيزه او براي توليد نوشته هاي داراي کيفيت بالا افزايش مي يابد.
•اهميت توجه به خصوصيات فردي کودک
معلم خاص کودکان مبتدي بايد متوجه اين نکته باشد که سطوح نوشتاري فراگيران متنوع است. دانش آموزاني که تجربه محدودي از کتاب دارند يا ناتواني خاصي دارند، هنوز در سطوح بسيار ابتدايي مهارت نوشتن هستند، در حالي که برخي از همسالان آن ها به راحتي نام خود را مي نويسند و برخي ديگر، از املاي من درآوردي استفاده مي کنند .تفاوت توانايي هاي نوشتاري کودکان، به رشد فيزيکي، اجتماعي و شناختي آن ها و ميزان آشنايي آن ها باسواد ( قبل از آموزش رسمي ) بستگي دارد. معلمي که به کودکان آموزش مي دهد، بايد اجازه دهد که هر کودک با آهنگ خاص خود پيش رود و براي فرديت او ارزش قائل شود.
منبع
مريم داناي طوسي
مجله رشد آموزش ابتدايي ، شماره 7